سلام
مرسی از دوستی که نخواست اسمشو بنویسم به خاطر آهنگای عصار! دمت گرم دوست خوبم
وقتی که خوابی، نیمه شب
تو را نگاه می کنم
زیبایت را با بهار گاه اشتباه می کنم
از شرم سرانگشت من، پیشانیت تر می شود
عطر تنت می پیچد و دنیا معطر می شود
گیسوت تابی می خورد، می لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می شد، چون آبشاری موی تو
چون برگ گل بر بسترم می گسترانی بوی خود
من را نوازش می کنی، برمهربان زانوی خود
آسیمه می خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا
تنها نرو، من را ببر
من بی تو میمرم نرو، من بی تو میمیرم بمان
با من بمان زین پس دگر، هر چه تو می گویی همان
در خواب آخر عشق من، در برگ گل پیچیدمت
میخوابم ای زیبا ترین، در خواب شاید دیدمت
همیشه عاشق شیوایی که دو سال پیش عاشقش شده بودم می مونم